گيسوگيسو، تا این لحظه: 19 سال و 11 ماه و 16 روز سن داره

دختر قشنگم گيسو

بدون عنوان

چـشمـ هـآیـمـ رآ مـے بـنـدمـ زمـآטּ رآ مـتـوقـفـ مـے کـنـمـ مـسـآفـتـ هـآ را از بـیـטּ مـے بـرمـ و تـو رآ در آغـوش مـے گـیـرمـ دلـم بـرآے در آغــوش گـرفـتـنـتـ تـنگـ شـدهـ اسـتـ در آغــوشت ڪـہ میگرم آنقــدر آرامـ میشومـ ڪـہ حتـــے فرامـــوش میکنمـ بـایـد نفــس بکشـــمـ ... ...
18 مهر 1391

بدون عنوان

دخترم برگ گلم غنچه ی خوش رنگ دلم دست خود را حلقه کن بر گردنم خنده زن بر چشمهای خسته ام عشق تو آواز صبح زندگی ست مهر تو آغاز لطف و بندگی ست سر گذار بر شانه های مادرت بوسه زن بر گونه های مادرت خانه ام سبز از صدای شاد توست مادرت مست از نوازش های توست اشک های سرد خود را پاک کن گرمی قلب مرا با جان خود دمساز کن ...
18 مهر 1391

بدون عنوان

واژه ی دوستت دارم برای عظمت و شکوه قلب مهربانت   چقدر بی رنگ است وقتی تو سرچشمه ی تمام خوبی ها هستی عزیزم... ...
17 مهر 1391